قسمتی از گزارش شاهد علوی در ایران وایر، از بخش مربوط به #نیزار #جراحی ماهشهر:
"بنا بر خبرهای منتشرشده، روز دوشنبه در نتیجه درگیری بین معترضان و نیروهای امنیتی یک افسر نیروی انتظامی کشته میشود. هویت این افسر سروان «رضا صیادی» اعلام میشود که بعدا در زادگاهش دزفول به خاک سپرده میشود. روایت غالب این است که در واکنش به کشته شدن این افسر، نیروهای سپاه با دوشکا بیش از ده دقیقه نیزار را به گلوله بستند و با توجه به برد گلولههای دوشکا و این واقعیت که پشت نیزارها خانه مسکونی قرار دارد کسانی در بالکن خانههای واقع در خیابان اقبال جراحی هم زخمی یا کشته شدند.
یکی از جانباختگان تیراندازی بیهدف دوشکاهای سپاه در میدان جراحی، «عباس منصوری» (عساکره) است که در فلکه جراحی مقابل نیزار چرخ میوهفروشی داشت. «عباد» (نام مستعار)، یکی از اهالی جراحی که در جریان درگیریهای روز دوشنبه مقابل نیزار بوده است میگوید عباس تک پسر بود و چهار ماه بود ازدواج کرده بود: «بیآنکه مشارکتی در اعتراضات داشته باشد درحالیکه در تلاش بود بساط میوهفروشیاش را جمع کند و از مهلکه به در رود، هدف دوشکای سپاه قرار گرفت و در دم جان باخت.»
در شبکههای اجتماعی گفته شده بود در جریان سرکوب معترضان در میدان جراحی و برای کشتن آنهایی که به نیزار پناه برده بودند، ماموران امنیتی، نیزار را به آتش کشیدهاند. عباس چند ویدیو از نیزار و چند گُله جایی که آتش زدهاند برای ایرانوایر فرستاده است: «در مقایسه با وسعت نیزار چند نقطه کوچکی از نیزار که کنار جاده آتش زدند به معنای سوزاندن نیزار نبود هرچند هدف فراری دادن و در تیررس قرار گرفتن معترضان فراری بود.»
عباد میگوید نمیتوان بهیقین گفت تیراندازی در میدان جراحی مقابل نیزار را ابتدا چه کسی شروع کرد: «این درست است که سروان صیادی آنجا کشته شد، اما نیروهای سپاه از ابتدا با هدف زدن آمده بودند و به قول معروف با کسی تعارف نداشتند. هشدار دادند که باید آنجا را تخلیه کنیم وگرنه شلیک میکنند. کسی اهمیتی نداد. فکر میکردیم مثل نیروی انتظامی هارتوپورت میکنند و در نهایت کار میکشد به تیر هوایی یا گلولههای ساچمهای. باور نمیکردیم با دوشکا به مردم شلیک کنند؛ اما واقعا یک دو سه کردند و شلیک کردند؛ اما من واقعا نمیدانم ابتدا سروان به زمین افتاد یا پس از شروع تیراندازی سپاه، از طرف نیزار به او شلیک شد و کشته شد.»
مشخص نیست کسی یا کسانی که احتمالا مسلح بودهاند و در میان نیزار مخفی شده بودند چه زمانی به آنجا رفته بودند. عباد میگوید بعدا در پاکسازی نیزار کلا سه اسلحه پیدا شد: «با شروع تیراندازی سپاه، مردم فرار کردند. بخشی به داخل شهرک حراجی گریختند و تعدادی به داخل نیزار پناه بردند؛ اما دوشکای سپاه کاملا بیهدف نیزار را به گلوله بست. تعدادی درجا کشته شدند. همانجا در سهراهی و تعدادی داخل نیزار قربانی شدند. چند نفری هم در بالکن خانههای خودشان در خیابان اقبال جراحی که پشت نیزار میافتد زخمی شدند و حتی گفته میشود یکی کشته شده است.»
لیلا هم که خانهاش در شهرک بعثت نزدیک شهرک جراحی است از قول یکی از دوستانش که به گفته او شاهد ماجرا بوده است میگوید معترضان تجمع کرده در سهراه جراحی مقابل نیزار مطلقا مسلح نبودند. همه بیسلاح بودند: «کسی از داخل نیزارها به نیروهای سپاه شلیک کرد و ظاهرا یک افسر کشته شد اما اصلا معلوم نیست کسی که شلیک کرد از الاحوازیه بود، از معترضان بود، از نیروهای حکومتی بود. کسی واقعا چیزی نمیداند؛ اما سپاه در واکنش به تنها یک شلیک چکار کرد؟ با دوشکا همه را به رگبار بست. به سمت مردم معترضی که آنجا تجمع کرده بودند. مردم فرار کردند، بخشی وارد نیزار شدند و ماموران با سه دوشکا و حتی هلیکوپتر نیزار را زیر آتش گرفتند. درست مثل داعشیها نیزارها را بیهدف به گلوله بستند. از مجروحانی که به بیمارستان منتقل شده بودند همان لحظه ۸ یا ۹ نفر در بیمارستان نفت ممکو (شهرک بعثت) جان باختند.»
[‼️] عباد میگوید به برآورد او برحسب اطلاعاتی که از دوستان و خانوادهها گرفته است بیش از بیست نفر از معترضان در جریان این تیراندازی کشته شدند. عباد اضافه میکند که به نظر او این نیزارها را نیروهای امنیتی آتش نزدهاند: «همینالان در یکی از عکسها که برایت میفرستم میبینی که دوباره یکی دو تا نی جوانه زدهاند. چیز قشنگی شده است. بههرحال به نظرم این آتش زدنها بخشی از همان سیاست تخریب و ایجاد وحشت بود و کسی به خاطر آتش کشته نشد. آدمها با گلوله دوشکا مردند که به هر جای بدن بخورد کلا قطعش میکند.» "
📡 @VahidOnline
کل گزارش #ماهشهر #آبان۹۸:
telegra.ph/mahshahr-12-02👇
"بنا بر خبرهای منتشرشده، روز دوشنبه در نتیجه درگیری بین معترضان و نیروهای امنیتی یک افسر نیروی انتظامی کشته میشود. هویت این افسر سروان «رضا صیادی» اعلام میشود که بعدا در زادگاهش دزفول به خاک سپرده میشود. روایت غالب این است که در واکنش به کشته شدن این افسر، نیروهای سپاه با دوشکا بیش از ده دقیقه نیزار را به گلوله بستند و با توجه به برد گلولههای دوشکا و این واقعیت که پشت نیزارها خانه مسکونی قرار دارد کسانی در بالکن خانههای واقع در خیابان اقبال جراحی هم زخمی یا کشته شدند.
یکی از جانباختگان تیراندازی بیهدف دوشکاهای سپاه در میدان جراحی، «عباس منصوری» (عساکره) است که در فلکه جراحی مقابل نیزار چرخ میوهفروشی داشت. «عباد» (نام مستعار)، یکی از اهالی جراحی که در جریان درگیریهای روز دوشنبه مقابل نیزار بوده است میگوید عباس تک پسر بود و چهار ماه بود ازدواج کرده بود: «بیآنکه مشارکتی در اعتراضات داشته باشد درحالیکه در تلاش بود بساط میوهفروشیاش را جمع کند و از مهلکه به در رود، هدف دوشکای سپاه قرار گرفت و در دم جان باخت.»
در شبکههای اجتماعی گفته شده بود در جریان سرکوب معترضان در میدان جراحی و برای کشتن آنهایی که به نیزار پناه برده بودند، ماموران امنیتی، نیزار را به آتش کشیدهاند. عباس چند ویدیو از نیزار و چند گُله جایی که آتش زدهاند برای ایرانوایر فرستاده است: «در مقایسه با وسعت نیزار چند نقطه کوچکی از نیزار که کنار جاده آتش زدند به معنای سوزاندن نیزار نبود هرچند هدف فراری دادن و در تیررس قرار گرفتن معترضان فراری بود.»
عباد میگوید نمیتوان بهیقین گفت تیراندازی در میدان جراحی مقابل نیزار را ابتدا چه کسی شروع کرد: «این درست است که سروان صیادی آنجا کشته شد، اما نیروهای سپاه از ابتدا با هدف زدن آمده بودند و به قول معروف با کسی تعارف نداشتند. هشدار دادند که باید آنجا را تخلیه کنیم وگرنه شلیک میکنند. کسی اهمیتی نداد. فکر میکردیم مثل نیروی انتظامی هارتوپورت میکنند و در نهایت کار میکشد به تیر هوایی یا گلولههای ساچمهای. باور نمیکردیم با دوشکا به مردم شلیک کنند؛ اما واقعا یک دو سه کردند و شلیک کردند؛ اما من واقعا نمیدانم ابتدا سروان به زمین افتاد یا پس از شروع تیراندازی سپاه، از طرف نیزار به او شلیک شد و کشته شد.»
مشخص نیست کسی یا کسانی که احتمالا مسلح بودهاند و در میان نیزار مخفی شده بودند چه زمانی به آنجا رفته بودند. عباد میگوید بعدا در پاکسازی نیزار کلا سه اسلحه پیدا شد: «با شروع تیراندازی سپاه، مردم فرار کردند. بخشی به داخل شهرک حراجی گریختند و تعدادی به داخل نیزار پناه بردند؛ اما دوشکای سپاه کاملا بیهدف نیزار را به گلوله بست. تعدادی درجا کشته شدند. همانجا در سهراهی و تعدادی داخل نیزار قربانی شدند. چند نفری هم در بالکن خانههای خودشان در خیابان اقبال جراحی که پشت نیزار میافتد زخمی شدند و حتی گفته میشود یکی کشته شده است.»
لیلا هم که خانهاش در شهرک بعثت نزدیک شهرک جراحی است از قول یکی از دوستانش که به گفته او شاهد ماجرا بوده است میگوید معترضان تجمع کرده در سهراه جراحی مقابل نیزار مطلقا مسلح نبودند. همه بیسلاح بودند: «کسی از داخل نیزارها به نیروهای سپاه شلیک کرد و ظاهرا یک افسر کشته شد اما اصلا معلوم نیست کسی که شلیک کرد از الاحوازیه بود، از معترضان بود، از نیروهای حکومتی بود. کسی واقعا چیزی نمیداند؛ اما سپاه در واکنش به تنها یک شلیک چکار کرد؟ با دوشکا همه را به رگبار بست. به سمت مردم معترضی که آنجا تجمع کرده بودند. مردم فرار کردند، بخشی وارد نیزار شدند و ماموران با سه دوشکا و حتی هلیکوپتر نیزار را زیر آتش گرفتند. درست مثل داعشیها نیزارها را بیهدف به گلوله بستند. از مجروحانی که به بیمارستان منتقل شده بودند همان لحظه ۸ یا ۹ نفر در بیمارستان نفت ممکو (شهرک بعثت) جان باختند.»
[‼️] عباد میگوید به برآورد او برحسب اطلاعاتی که از دوستان و خانوادهها گرفته است بیش از بیست نفر از معترضان در جریان این تیراندازی کشته شدند. عباد اضافه میکند که به نظر او این نیزارها را نیروهای امنیتی آتش نزدهاند: «همینالان در یکی از عکسها که برایت میفرستم میبینی که دوباره یکی دو تا نی جوانه زدهاند. چیز قشنگی شده است. بههرحال به نظرم این آتش زدنها بخشی از همان سیاست تخریب و ایجاد وحشت بود و کسی به خاطر آتش کشته نشد. آدمها با گلوله دوشکا مردند که به هر جای بدن بخورد کلا قطعش میکند.» "
📡 @VahidOnline
کل گزارش #ماهشهر #آبان۹۸:
telegra.ph/mahshahr-12-02👇